کُتب علی نفسه محبه (3)
تو،
پس از خشکسالیهای پیاپی
تو،
پس از «نان» و «نماز» و« دف» و« نی»
چون پاره ابری
به آسمان ده ما آمده بودی
اما نباریده گذشتی
از خانههای کاهگلی
از پنبهزارهای سوخته
از مراتع «طاعون» و «ملخ»
چه میدانم
شاید در ملکهای دیگر
چشمِ سپیدان بسیاری سر راهت نشسته بودند
یادت بخیر
ابر سپید قحطی پارسال
بانوی جنگزاد برآمده از یاقوت و زغال
تو،
بیگمان از سمت قبله آمده بودی
که سالها
باران گریه در پی داشتی
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۱ ساعت 0:33 توسط ابوطالب مظفری
|
نيميم ز تركستان، نيميم ز فرغانه