ما دعاگوي غريبان جهانيم همه
آدينه روزي بود از ماه ميمون رمضان امسال. استاد حسين فخري داستان نويس برجستهي كشور زنگ زد كه نيم ساعت بعد ميآيد تا از غبار مسموم كابل بزنيم بيرون. سر ساعت آمد. اين آدم در قول و عملش راسخ است و با وجود محتاط بودن، زياد خطر ميكند. شايد اين دوخصيصه را از شغلش دارد. خاوري و مرتضي هم بودند. رفتيم به سمت پغمان. از كابل به طرف پغمان دو راه دارد. راه دومي را برگزيديم كه تا آن وقت نرفته بوديم. سر راه به دهي رسيديم. بقعه اي چند بود و چشمه اي و چند تا درخت توتي. هرچند دامن شهر،خودش را به آنجا كشانده و نزديك است آن ده زيبا را ببلعد اما هنوز اين واحه توانسته رنگ و بوي دهاتيش را حفظ كند. با دستور فخري صاحب، موتر توقف كرد و پياده شديم. گفت اين زيارتگاه ،خواصي دارد. يكي ازآنها اين است كه اگر در خانه كژدم و عقرب داشته باشيد يك تكه كلوخ از اينجا ببريد ديگر خانه تهي خواهند كرد. ما هم كه زائران حرفهاي هستيم خوش شديم وبا سلام و صلوات نيت كرده قدم به درون بقاع متبركه گذاشتيم. بي ريا و ساده بودند و جالب اينكه در هر بقعه در كنارولي، چند قبر قد و نيم قد هم دراز كشيده بودند كه گمان ميرفت اطفال قد و نيم قد ايشان بوده باشند كه احتمالا در اثر حادثه اي همگي به اتفاق از ميان رفته اند. و از همه جالبتر اينكه روي بعضي از اين قبرها با پارچه اي پوشيده بود و برخي ديگر برهنه. كساني از ما كه زنجيرعادتش سبكتر بود به فتانت دريافت كه شايد اين محجوب، بانوي محترمه ولي بوده و در اين كشور زنها بايد روقبرشان هم پوشيده باشد. روي در وردي بقعهي اول به زبان شيرين پشتو نگاشته شده بود: «د شاه نعمت الله ولي زيارت ته شه راغلايست» و كمي پايين تر از آن روي سر در، همين مطلب البته با اندكي اضافات به زبان بازْشيرين فارسي آمده بود:«به زيارت شاه نعمت الله ولي صاحب و حال و بيتش خوش آمديد. لابد مترجم محترم زبان پشتو مانده بوده كه اين «حال و بيتش» ديگر چه صيغه اي است و سر انجام از خير ترجمه آن گذشته است. به قرينه قبرها كه قبلا عرض شد اين حال و بيت بايد همان اهل و بيت عربي بوده باشد. ابتدا اين تصور بر من غالب شد كه كه اين اشتباه در اثر كم سوادي لوحه نويس گمنام عارض شده است و جاي تعجب ندارد. در اين شهر همين حالا تلوزيونها و روزنامه ها مدام از اين گونه غلط ها مرتكب ميشوند، ديگر از يك لوحه كهنه در حاشيه شهر آنهم بر روي بقعه پيري گمنام نبايد گله كرد. اما بعد كه اندكي خوش بينانه به قضيه نگاه كردم ديدم كه نه در لهجه كابلي تغيير صامت «ح» به مصوت« آ» و بلعكس كم نيست كه حكايت رايج اين مرز وبوم است و چه بسا فكاههها كه از اين جهت بر سر زبانهاست.
حال اين شاه نعمت الله ولي كيست و چه نسبتي با شاه نعمت الله ولي مدفون در ماهان كرمان، مؤسس فرقهي نعمت الهي دارد و چه بر سر او و حال و بيتش در اين شهر آمده است خدا ميداند. درهر صورت به قول شاه نعمت الله ولي كه فرموده است:
ما دعاي گوي غريبان جهانيم همه
در همه حال خدا باد نگهدار غريب
ما هم زيارت كرديم و دعاي نثار همه ي غريبان عالم نموديم وهركدام تكه اي از خشت و خاك زيارت را برداشتيم تا خود را در مقابل مار و كژدم و انتحار و آدم ربايي بيمه نماييم و با خيال راحت برويم پغمان.
نيميم ز تركستان، نيميم ز فرغانه