محمد كاظم!
تو از من بيست سال خوش اقبالتري
روز چهارشنه چهارم ديماه سال جاري، مرحوم "حاج محمدعلي كاظمي" پدر دوست ارجمندم محمد كاظم كاظمي دار فاني را وداع گفت. روحش مينويي باد. از اولين ديدارم با آن مرحوم قريب بيست سال ميگذرد. به گمانم سال 1369 بود كه در شب شعري با محمد كاظم آشنا شدم. آمده بود دم در منزل ما در التيمور يا داشت كوچكي داده بود و رفته بود. به نشاني كه در آن يا داشت بود مراجعه كردم. در اتاق بعد از محمد كاظم اولين كسي را كه ديدم ابوي ايشان بود، پير مردي خوش برخورد كه آرام و صميمي حرف ميزد و حضورش به آدم آرامش ميداد. بعد از معارفۀ كوتاه اتاق را ترك كرد. شايد نميخواست حضور مقتدرانه اش گفت و گوهاي دو جوان هم سن و سال را سنگين كند.اين اتفاق بعد از آن روز بارها و بارها افتاد وقتي گذار ما به منزل ايشان ميافتاد با وجود كسالت اما از سر احترام به مهمانان عصا زنان سري به جمع آنان ميزد و بعد از احوالپرسي كوتاه به خلوت خودش باز ميگشت. نه شوق پرگويي پير مردان معمولي در او بود و نه تمايلي به تفحص در احوال دوستان پسرش. اين حالت تا زماني بود كه ضعف پيري و رنج بيماري مجال گردش اندك را به ايشان ميداد. در اين دو سه سال اخير متاسفانه اين ديدار نيز ميسر نميشد. حالشان مساعد نبود و تنها گاه گاهي از دوراحوالشان را جويا ميشديم.
هميشه وقتي ايشان را مي ديدم به دوستم محمد كاظم غبطه ميخوردم زيرا خودم چند سال قبل و به تعبيري در ايام جاهليتم،پدري را كه كما بيش شبيه ايشان بود از دست داده بودم و دوست داشتم در اين سالها كه اندكي شعور به سرم آمده ايشان كنارم ميبود و از درك حضورش نصيبي ميبردم. از اين بابت محمد كاظم انسان اقبالمندي بود كه در بهترين سالهاي عمرش پدري چنان فرهيخته را در كنارش داشت. براي نسلي چون ما كه از بر و بوم فرهنگي خود كنده شده ايم وجود چنين انسانهايي چيز كمي نيست،بودن در متن فرهنگ ملي و نوعي زندگي در وطن است. احساس من در مقابل مرگ كساني مانند مرحوم حاج محمد علي كاظمي كه سن وسالي از آنها گذشته و دنيا را با چشم بصيرت و عبرت نگريسته هميشه نوعي خسران بوده است. احساس ميكنم بخشي از هويتم از بدنه ام جدا شده. شبيه گم شدن يك نسخۀ قديمي از يك كتاب تاريخ كه ميتوانست چيزهاي بسياري از خودت را به خودت بشناساند و تو قدرش را ندانسته اي و مفت از دستش دادهآي. اما مطئنم جناب كاظمي از آن دست فرزنداني نبوده كه گرفتار چنين حسرتهاي شده باشد. ايشان از پدرشان چيزهاي بسياري آموخته است. ازپيشگاه خداوند براي آن مرحوم غفران الهي و براي دوستانم جناب مهندس عبدالله كاظمي و محمد كاظم كاظمي صبر و شكيبايي طلب ميكنم.
ابوطالب مظفري
نيميم ز تركستان، نيميم ز فرغانه